اکنون هر غریبه ای با مبلغی معین حاضر است لباس هایش را در بیاورد، پاهایش را باز کند و اولین مردی را که ملاقات می کند بمکد. هر دختر بامزه ای وقتی در مقابلش پول می بیند صورتش ضعیف می شود. من نمی خواهم یک هنرمند پیکاپ باشم، زیرا این کار خطرناکی است که سوراخ های ناشناخته را لعنت کند. مطمئناً می توانید از کاندوم استفاده کنید، اما لاستیک همیشه روز را نجات نمی دهد.
ظاهراً پدر و دختر قبلاً بارها و بارها مشغول لذت های جنسی بوده اند ، زیرا دختر تجربه شلخته سابق را دارد و اصلاً از دست جد خود خجالت نمی کشد. چشمان بی شرم او پیرمرد را بیشتر هیجان زده می کند و او دیگر وضعیت خود را به خاطر نمی آورد. نوازش دهان هر دو به لعنتی سخت تبدیل می شود و بلوند از خوشحالی غرش می کند، در حالی که فراموش نمی کند به باباش لبخند شیرینی بزند.
♪ من می خواهم با او رابطه جنسی سخت داشته باشم ♪